تبلیغات
سرگرمی | سرگرمی در اینترنت - موسیقی درمانی
سرگرمی | سرگرمی در اینترنت

مقدمه

یكی از آلات موسیقی كه در این پروسه استفاده می‏شود آلت چنگ است. موسیقی چنگ در شنونده ایجاد آرامشی فراگیر می‏كند كه باعث كاهش درد، كاهش فشارخون و … می‏شود. بطور كلی موسیقی دارای یك نوع كیفیت آرام بخش و دینامیكی بالا می‏باشد كه هم در اشخاصی كه بیماری سوماتیك دارند در تسكین درد مؤثر است و هم در بیماران روانی در تسریع و بهبود روند درمان مفید است.

ـ موسیقی نه تنها در افراد بزرگسال بلكه در بچه‏ ها و حتی در جنین هم اثرگذار است. ابتكاری كه در این زمینه صورت گرفته است شامل بررسی عكس ‏العملهای جنین در هنگام شنیدن آوای آهنگین از قبیل صدای آواز خواندن مادر و … می‏باشد. با استفاده از تكنیكهای فیلمبرداری جنین در داخل رحم دیده شده است كه در هنگام صحبت كردن یا آواز خواندن مادر یكسری حركات خاص در جنین اتفاق می‏افتد كه مبین این واقعیت است كه جنین به آن محرك صوتی پاسخ می‏دهد. اگرچه این مطالعه به بررسی اثرات موسیقی در درد و اضطراب می‏پردازد، اما جا دارد كه به اثر موسیقی در بهبودی بسیاری از بیماریهای آناتومیكی حركتی از قبیل اختلالات عضلانی اندامها و نارسائیهای مغزی مثل آفازی هم اشاره كرد. فرد با شنیدن ریتم موسیقی، سعی می‏كند حركات بدن خود را با آن هماهنگ نماید و این هماهنگی حاصل نمی‏شود مگر اینكه مراكز عصبی حركتی مثل هسته ‏های قاعده‏ای ـ مخچه و نرونهای حركتی نخاع با همدیگر تطابق و هماهنگی عملكرد داشته باشند كه خود این امر در درمان بیماران مبتلا به اختلالات حركتی مفید است.

متدولوژی:

این مطالعه بصورت مروری (Review Article) انجام گرفته است كه تعداد 238 مقاله با استفاده از كلمات كلیدی Music therapy و Pain و Anxiety بدست آمد و از این میان تعداد 20 مقاله بصورت راندوم انتخاب گردید كه عنوان كلی این مقالات در رابطه با درد و اضطراب و اثر موسیقی در كاهش آنها بود.

 

نتایج:

در پژوهشی كه در كالج پزشكی yale  آمریكا انجام شد بیماران بالغی كه تحت بیهوشی و عمل جراحی قرار می‏گرفتند بررسی شدند. 48 نفر از این افراد در گروه مداخله قرار گرفتند و به مدت 30دقیقه موزیكی را كه خودشان انتخاب كرده بودند گوش دادند. گروه دوم شامل 45 نفر بودند كه به موزیك گوش ندادند و فرآیند‏های روتین بخش برای آنها انجام شد. قبل و بعد از مداخله میزان اضطراب آنها توسط آزمون (State- trait Anexity Inventory) و نیز بخش فیزیولوژیك اضطراب از طریق سنجش HR (ضربان قلب) BP(فشارخون) و كورتیزول، اپی‏نفرین و نوراپی‏نفرین سرم اندازه‏گیری شد.

در گروه تحت موزیك درمانی سطح اضطراب به طور قابل ملاحظه‏ای كمتر از گروه كنترل بود (001/0P=) اضطراب در گروه مداخله بعد از موزیك در مقایسه با قبل از موزیك 16% كاهش یافته بود ولی از نظر شاخصهای خونی ارتباط معنی‏داری یافت نشد.

در مطالعه دیگری اثرات موزیك بر اضطراب را در بیمارانی كه در انتظار كاتتریزاسیون قلبی بودند مورد بررسی قرار دادند. این مطالعه شبه experimental طراحی گردید. كه در آن یك Pretest و یك Post test از 101 نفر انجام شد كه 63 نفر از آنها مرد و 38 نفر زن بودند. این افراد در دو گروه مداخله و كنترل قرار گرفتند و گروه مداخله به مدت20 دقیقه به موزیك گوش دادند: در گروه مداخله كاهش اضطراب به صورت معنی‏داری (003/0P=) مشاهده شد و در مقایسه با گروه كنترل نیز با (004/0P=) ارتباط معنی‏داری بین موسیقی و كاهش اضطراب یافت شد. HR و BP در گروه مداخله كاهش یافته بود (در صورتی كه در گروه كنترل هر دوی آنها افزایش داشتند)

مطالعات دیگری نیز در زمینه كاهش اضطراب ناشی از موسیقی در بیماریها و شرایط مختلف انجام شده است كه باز همگی تأییدكننده تأثیر بسزای موسیقی بر كاهش اضطراب هستند. در یك مطالعه كه در آمریكا انجام شد اثرات موزیك بركاهش اضطراب در20 بیمار كه منتظر انجام بیوپسی پستان بودند بررسی گردید. این افراد به صورت یك در میان در گروه مداخله یا كنترل قرار گرفتند و هر فرد در گروه مداخله در اتاق انتظار اتاق عمل َ20 دقیقه موزیك گوش داد. و گروه كنترل نیز به صورت روتین به اتاق عمل فرستاده شدند. در نتیجه این مداخله RR و HR و فشارخون بعد از مداخله در گروه مداخله كاهش عمدهای نسبت به گروه كنترل داشتند. شبیه چنین مطالعه‏ای نیز در مردانی كه منتظر رزكشن اورترال پروستات بودند انجام شد كه نتایج جالبی در پی داشت.

موزیك درمانی همچنین بر كاهش اضطراب و درد ناشی از زایمان در زنان بسیار مؤثر بوده است و در تحقیقات انجام شده این مسأله به اثبات رسیده است.

تأثیر موزیك درمانی بر افرادی كه ناتوانی یادگیری دارند نیز جالب بوده است. در پژوهشی كه در دانشكده پرستاری دانشگاههای انگلیس انجام شد موزیك درمانی در بیمارانی كه ناتوانی یادگیری داشتند باعث كاهش رفتارهای آسیب به خود و نیز پرخاشگری شد و همچنین باعث افزایش ارتباط اجتماعی آنها و نیز بهبود نسبی در وضعیت سایكولوژیك آنان گردید. در بررسی تحقیقات انجام شده، موزیك درمانی بر مشكلات رفتاری نیز تأثیر داشته است.

در مطالعه دیگری نیز كه در اوهایوی آمریكا انجام شد محققان دریافتند كه موسیقی می‏تواند در كودكان ناآرام باعث بهترشدن رفتار اجتماعی، پاسخهای احساسی و تواناییهای گفتاری شود.

 

اثرات موسیقی بر درد:

طبق تحقیقات انجام شده موسیقی می‏تواند درد را كاهش دهد. در یك مطالعه، خانمی 56 ساله مبتلا به MS و درد شدید به صورت داوطلبانه تحت موزیك درمانی قرار گرفت. در این موزیك كلماتی كه بیمار را تشویق به بهبودی و داشتن اعتقاد به بهبودی می‏كرد گنجانده شد و بیمار در حالت استراحت 30 دقیقه به آن گوش می‏كرد. بیمار بعد از شنیدن موسیقی اظهار می‏داشت كه خواب راحتی داشته و دردش كمتر شده است.

اثرات موسیقی درمانی در كودكان مبتلا به سرطان نیز در بخش روانشناسی بیمارستان كودكان دانشگاه تورنتو كانادا مورد پژوهش قرار گرفت آنها از این پژوهش نتیجه گرفتند كه موسیقی درمانی موجب بهتر شدن احساسات كودكان و بهبود فعالیتهای روز مره آنان می‏شود. این تأثیر در كودكان پیش دبستانی و بالغین وجود داشت اما در كودكان سنین مدرسه این تأثیر مشاهده نشد. محققان پیشنهاد كردند كه مطالعات كاملتری به صورت RCT انجام شود.

در بخش انكولوژی بیمارستان مشترك چین و ژاپن نیز پژوهشی درمورد تأثیر موسیقی درمانی در درمان بیماران مبتلا به تومور انجام شد. در این مطالعه 162 بیمار مبتلا به تومور مورد بررسی قرار گرفتند كه سنجش و ارزیابی آنان براساس Self Rating Depression Scale (SDS) ، (SAS) Self Rating Anxiety Scale و سنجش ایمونوهیستوشیمیایی لنفوسیتهای T و فعالیت NKC ضد تومور انجام گرفت. در میان این بیماران 46 نفر تحت موسیقی درمانی قرار نگرفتند و بعنوان گروه كنترل در نظر گرفته شدند. در نتیجه این مداخله میزان SDS, SAS در گروه درمان شده، بعد از درمان واضحاً از گروه كنترل كمتر بود. (01/0P< و 05/0P<).

در ایران نیز تحقیقاتی در این زمینه انجام شده است كه یك نمونة آن به بررسی تأثیر موسیقی بر میزان دردهای مزمن بیماران مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان سانترال تهران می‏پردازد كه توسط آقای علی یوسفی‏نژاد نوشته شده است، در این مقاله 40 بیمار مبتلا به سرطان در سنین 70-18 سال قرار داشتند كه به دو گروه الف و ب تقسیم شدند. روند كار این بود كه میزان درد در سه روز اول صبح و عصر تعیین گردید و در سه روز دوم موسیقی برای گروه الف و در سه روز سوم موسیقی برای گروه ب پخش گردید، آنگاه طی سه روز چهارم میزان درد تعیین گردیده و با میزان درد قبل از ارائه موسیقی مقایسه گردید. یافته‏ها با آزمون تی و ویلكاكسون بررسی شدند، نتایج دال بر این بود كه میزان درد و تعداد مسكن قبل و بعد از پخش موسیقی اختلاف معنی‏داری دارد. (645/1Z= و 021/2T=).

12 مقاله بصورت Clinical Trial و 8 مقاله به صورت مروری تألیف شده بودند.

 

 

بحث:

موسیقی درمانی پروسه‏ای است كه نحوة عملكرد آن در تخفیف درد و اضطراب محل بحث و مطالعه است. اگرچه توجیهاتی منطقی در این خصوص وجود دارد ولی تا بحال دلیلی قطعی برای آن ارائه نشد ه است. اما آنچه مسلم است این است كه موسیقی تأثیری مثبت در كاهش درد و اضطراب دارد كه طبق تحقیقات انجام شده این اثر مثبت هم در بیماریهای سو ماتیك و هم سایكولوژیك مشاهده می‏شود. اینكه چه ملودیهایی با چه ریتم و آهنگ خاصی استفاده شود امری سلیقه‏ای است و تاكنون در تمام مطالعات استاندارد مشخصی را بكار نگرفته‏اند، اما عمدتاً از موسیقی‏های بی‏كلام استفاده شده است. نكته جالبی كه طی برخی مطالعات مشخص شده این است كه موسیقی درمانی فعال (Active music therapy) یعنی اینكه خود فرد با یك آلت موسیقی آهنگی هر چند غیر اصولی و غیر حرفه‏ای بزند، از دریافت غیرفعال موسیقی بصورت شنیداری اثر بهتری دارد همانطور كه اشاره شد. یكی از آلاتی كه تقریباً در بسیاری از مطالعات استفاده شده آلت چنگ می‏باشد، كه تاكنون هیچ توجیه علمی خاصی برای این استفاده مطرح نشده است و منحصراً از طریق مشاهدات تجربی این نتیجه حاصل شده است.

تئوریهائی كه در مورد فیزیولوژی اثر موسیقی مطرح است شامل موارد زیر می‏باشد:

- برخی روانپزشكان معتقدند كه گوش دادن به موزیك باعث ترشح اندورفین‏ها در بدن می‏شود كه این مولكولها باعث تسكین درد می‏شوند. همچنین موزیك با انرژی‏زائی در بدن از طریق تأثیر بر نرونهای مغزی می‏تواند بر تعداد تنفس و ضربان قلب كه خود نمودی فیزیولوژیك از آرامش یا استرس هستند اثر بگذارد.

- در سال 1983 ، دو محقق به نامهای Melzain  و Wall در تئوری خود اعلام كردند كه احساس درد و پردازش آن یك روند پیچیده از ارسال و پردازش سیگنال‌هایی است كه در طی یكسری نرون خاص به مغز می‏رسند. آنها این مسیر را تحت عنوان دروازه درد نامیدند، حال اگر این دروازه باز باشد، یك محرك دردآور می‏تواند باعث ایجاد احساس درد شود، اما یكسری مكانیسمها وجود دارند كه با این مسیر پردازش تداخل پیدا می‏كنند و در اصطلاح دروازه درد را به صورت كامل یا ناقص می‏بندند و موسیقی هم با این مكانیسم باعث ساپرشن درد می‏شود.

-موسیقی در طرف چپ مغز یعنی همانجایی كه محل پردازش زبان است، درك می‏شود. موزیك با اثر بر روی سیستم لیمبیك باعث تنظیم و اداره احساسات فردی می‏شود و به علاوه بعضی از مسائل فیزیولوژیك غیرارادی از قبیل یأس، احساس درد، فشارخون، را هم تنظیم می‏كند.

این تئوری كه به نظر قانع كننده ‏تر است براساس Centry Fugal Control  استوار است یعنی تمركزی كه از CNS به یك امر خاص می‏شود سبب مهار اطلاعات رسیده از محركهای دیگر و تشدید ایمپالسهای آن محرك مورد توجه می‏گردد. افرادی كه درد دارند اگر بر روی درد خود تمركز كنند، گذر زمان را كمتر احساس میكنند و به نظر آنها زمان ایستاده است كه این امر در تشدید درد آنها فوق ‏العاده مؤثر است. موسیقی با جلب كردن حواس فرد به خود، و خود فرد نیز با تمركز ارادی و عمدی روی موسیقی می‏تواند با توجه به مكانیسم ذكر شده سبب كاهش درد شود.


با موسیقی به آرامش می رسم

نویسنده: دكتر برایان لوك سی
وارد
مترجم: مهدی قراچه
داغی

از روزی كه انسان به آواز آهنگین یك پرنده گوش داد، نقش موسیقی و تأثیر قابل ملاحظه
ی آن به رسمیت شناخته شد. برای لحظه ای چشمانتان را ببندید و به ترانه ی مورد علاقه تان فكر كنید. بگذارید صدای موسیقی در ذهنتان طنین انداز شود. آگاهانه به آن توجه كنید و احساس كنید كه بدنتان چگونه نسبت به آن واكنش نشان میدهد. بدون تردید، تحریك شنوایی ناشی از موسیقی، میتواند روی حالات جسمانی و احساسی ما تأثیر بگذارد. موسیقی، از توانایی انگیزه بخشی برخوردار است. قرنهای متمادی از صدای موسیقی به شكل طبل و كوس و دهل برای پیش بردن جنگها و پیروز شدن در آنها استفاده شده است. اخیراً نیز در حوادث و مسابقات ورزشی، برای رسیدن به پیروزی، از موسیقی استفاده میشود. اما موسیقی به همین اندازه میتواند آرامبخش و مسكن نیز باشد. به یاد نواهای آهنگینی بیفتید كه از آنها برای خواباندن بچه ها استفاده میشود.
از این رو می
توان گفت كه موسیقی، به روشهای مختلف، بر شرایط انسان تأثیر میگذارد و میتواند روی آرمیدگی نیز مؤثر واقع شود. درست است كه قرنهاست كه از این امر مطلعیم، اما در روزگار ما و به شكل علمی، خاصیت التیام بخشی موسیقی به اثبات رسیده است. در زمینه ی موسیقی درمانی، دو مكتب فكری متفاوت وجود دارد. در مكتب فكری اول، صدای آواز یا صدای ادوات موسیقی میتوانند تأثیرات التیام بخش داشته باشند. در این مكتب فكری، موسیقی درمانی كاربرد منظم و به قاعده ی موسیقی به وسیله ی موسیقی درمانگر، برای ایجاد تغییرات احساسی یا ایجاد التیام جسمانی در بیمار است. در مكتب دوم به تأثیرات آرامش بخش موسیقی اشاره میشود. بدین مفهوم، موسیقی درمانی را میتوان توانایی تجربه كردن حالتی تغییر یافته از انگیختگی جسمانی و روحی، به كمك نواها، ضرب آهنگها و لحنهای ناشی از ادوات موسیقی تعریف نمود. در این مقاله، بیشتر به این جنبه از موسیقی درمانی اشاره كرده ‎‎ایم.
امروزه، موسیقی درمانی روشی پرطرف
دار برای رسیدن به آرامش و آرمیدگی است. در جریان یك بررسی كه در سال 1991 انجام شد، 75 درصد كسانی كه مورد پرسش قرار گرفتند، گوش دادن به موسیقی را، اقدامی برای كاستن از استرس بیان كردند. در حالی كه موسیقی درمانی، روشی مناسب برای افزایش آرامش و آرمیدگی محسوب میشود، از توانایی یك اقدام مقابله ای نیز برخوردار است. گوش دادن به برخی از انواع موسیقی، به قدرت پذیرندگی ذهن می افزاید. از آن گذشته، این گونه بیان میشود كه موسیقی، بر خلاقیت اشخاص میافزاید و تصورات ذهنی را تقویت میكند.



درباره وبلاگ


در اینترنت دونبال چی هستی سرگرمی زود بیا ببین چه خبره اینجا

مدیر وبلاگ : علیرضا
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
شما کدوم موضوع را بیشتر دوست دارید ؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
skywchat.gif